​چه کنیم که گم نشویم؟

​چه کنیم که گم نشویم؟

چه کنیم که گم نشویم؟

 

نویسنده : دکتر ابوالفضل جوادی

 

     تعيين موقعيت و گزينش مسير مناسب ، تنها با كاربرد فنون و روش هاي جهت يابي مقدور نمي شود . براي دست يابي به اين اهداف بايد به نوعي نیروی قضاوت و داوري مجهز شد كه تنها با حضور در طبيعت و تمرين مداوم فنون مذكور پديدار مي گردد .

     حس جهت يابي در برخي جانوران مبناي غريزي دارد . برخي نظريه پردازان ، براي انسان نيز  چنين غريزه اي قائلند و توانايي انسانهاي نخستين  براي بازيافتن مأمن و پناهگاه خود و همچنين توانايي تشخيص مسير درست توسط نابينايان را مثال مي‌زنند . البته بيشتر پژوهشگران براين باورند كه انسان بالقوه واجد توانايي جهت يابي است و اين ظرفيت با آموزش مهارت هاي لازم ، تمرين و تكرار آشکار می شود و بالفعل مي‌گردد .

 

چرا گم مي شويم ؟

     گم شدن افراد در محيط هاي طبيعي ، رخداد كميابي نيست . دلايل بسياري براي گم شدن وجود دارد كه مهمترين آنها چنينند :

ناتواني انسان از حركت روي خط راست : اگر شاخص هاي كمكي يا ديد كافي در محيط موجود نباشد ، انسان قادر به حركت مستقيم نيست زيرا اولا ً دو نيمه بدن ما ( از جمله دو پاي ما )كاملا ً قرينه و برابر نيستند ، دوم اينكه معمولا ً يكي از چشمان ما در روند ديـدن اشياء و محيط پيرامون ، نقش غـالب دارد و ما صورت خود را طوري نگــه مي داريم كه سوژه به خوبي در ميدان بينايي چشم غالب قرار گيرد . دو عامل فوق باعث مي شود كه در پيمايش هاي طولاني در مناطق هموار ( مثلا ً در شب يا در دشت هاي برفپوش ) ، مسير حركت ما به جاي مستقيم ، منحني يا حتي دايره كامل باشد .

تمايل به آسانترين راه ها : هنگامي كه يك سر بالايي را به صورت اريب می پیماییم، ناخودآگاه و بتدريج طوري تغيير مسير مي دهيم كه در نهايت مسيرمان كاملا ً افقي و آسان مي‌گردد. همچنين در رويارويي با باد يا  كولاك ، ناخودآگاه طوري تغيير جهت مي‌دهيم كه در نهايت ، باد پشت سرمان قرار گيرد . اين عوامل موجب انحراف از مسير اصلي و گم شدن ما مي‌گردد.

پرهيز از كسب اطلاعات : بسياري از راهپيمايان از پرسش و كسب اطلاعات ضروري در مورد مقصد و مسير خودداري مي‌كنند كه علت آن معمولا ً غرور بيجاست . اين غــرور موجب مي شود كـه خيلي دير به اشتباه بودن مسير پي ببريـم و جبران آن ناممكن يا دشوار گردد .

اعتماد مطلق به اطلاعات ديگران : كسب اطلاعات از منابع مختلف ( از جمله افراد محلي ) نقش مهمي در پيشگيري از گم شدن دارد ولي اعتماد كوركورانه به اين اطلاعات نيز خطرناك است . در نهايت راهپيما بايد از هر فرصتي براي كسب اطلاعات بهره بگيرد ولـي قضاوت در بـاره آن اطلاعات و تصميم گيـري نهايي با خود اوست .

راهپيما بايد برپايه اطلاعات قبلي خود ، تجارب شخصي ، شناخت نسبي از فرد دهنده اطلاعات و ساير عوامل ، درمورد ميزان اعتبار اطلاعات ارائه شده داوري نموده سپس درباره آن تصميم درست و منطقي بگيرد .

 

چگونه گم نشويم ؟

     براي پرهيز از گم شدن و رسيدن بموقع به مقصد ، مسائل بسياري را بايد در نظرداشت كه نكات زير از مهمترين آنهاست :

هشياري نسبت به محيط و شاخص هاي پيرامون : راهپيما بايد طوري به اطراف خود دقت نمايد كه براي تكرار اين مسير در بدترين شرايط ( تاريكي ـ كولاك ـ نبود ابزار جهت يابي ـ ... ) آمادگي كافي پيدا كند .  هيچگاه نبايد سر به زير پشت سر ساير افراد حركت كرد ،  بلكه بايد پيوسته به پيرامون خود نگريست و نشانه هاي موجود را به خاطر سپرد .

توقف متناوب جهت ارزيابي : ضمن پيمايش بايد گاهي بايستيم و راه طي شده و همچنين مسير پيش رو را بدقت بررسی كنيم . اين كار را ضمن استراحت هاي كوتاه جهت مصرف مايعات يا تنقلات يا تغيير پوشاك نيز بايد انجام داد . اين كار بويژه در هنگام بازگشت از مسير طي شده ، كمك مؤثري براي يافتن راه درست خواهد بود .

پرهيز از حفظ كردن جزئيات : يادمان باشد كه تنها شاخص هاي مهم ، ثابت و حتي الامكان دور دست مي توانند در نشانه گذاري مسير و تعيين جهت حركت براي ما سودمند باشند . نشانه هاي جزئي، كوچك ، متعدد ، متغير يا متحرك ارزش چنداني ندارند و مي‌توانند موجب گمراهي شوند .

ايجاد نقشه ذهني : ضمن راهپيمايي در طبيعت ، بايد شاخص ها و نشانه هاي مهم موجود را طوري به خاطر بسپاريم و در كنار يكديگر بچينيم كه يك نقشه ذهني دقيق و نزديك به واقعيت از محيطي كه در آن قرار داريم شكل بگيرد . وجود اين نقشه ذهني يكي از عوامل مهم جلوگيري از گم شدن ماست .

بهره گيري از ساعت دروني : هريك از ما در ذهن خود ساعتي دارد كه گذشت زمان را به كمك آن برآورد مي كند . هرچه از اين ساعت بيشتر استفاده كنيم ، دقت آن بالاتر مي‌رود. راهپيمايان با تجربه مي‌توانند با تخمين زمان حركت در يك جهت معين ، كروكي نسبتا ً دقيقي از مسير حركت در ذهن خود ترسيم نمايند كه در بازگشت يا تكرار آن مسير، به آنان كمك مي‌كند .

كاربرد همه حواس: در روند پيمايش بايد تا می توانیم از همه حواس پنجگانه بهره بگیریم و تنها به حس بينايي بسنده نکنیم. علاوه بر حس بينايي ، حواس شنوايي و بويايي نيز نقش مهمي در شناسايي مسير دارند .

استفاده از مسير هاي موجود : تا جايي كه مي توانيد از راه هاي موجود در طبيعت استفاده كنيد و از آنها خارج نشويد ، مگر در مواقعي كه هيچ راهي در دسترس نباشد يا راه هاي موجود در جهت مقصد شما نباشند .

بهره گيري از همه شيوه هاي جهت يابي : هيچ گاه خود را به يك شيوه جهت يابي محدود نكنيد بلكه از همه شيوه ها ، ابزار و امكانات موجود بهره بگيريد تا احتمال گم شدن به حد اقل برسد .

تمرين مهارت هاي به دست آمده : پيمايش يك مهارت عملي است كه بايد پيوسته تمرين و تكرار شود . در غير اين صورت ، اطلاعات نظري در شرايط بحراني كمك چنداني به شما نخواهند كرد .

 

 

چگونه راهمان را بيابيم ؟

     براي پرهيز از گم شدن و باقي ماندن در مسير درست ، به محض ايجاد ترديد در مورد درستي راه بايد متوقف شده از پيشروي كوركورانه خودداري نماييم . سپس بايد به كمك منابع موجود (شاخصها و نقاط مرجع ، نقشه ، قطب نما ، اطلاعات قبلي و ... ) در مورد موقعيت و مسير حركت خود اطمينان حاصل كنيم . در صورت لزوم بايد مقداري از راه رفته را برگرديم تا به آخرين نقطه مطمئن مسير برسيم و در آنجا جستجو را براي يافتن ادامه راه آغاز نماييم .  ضمن اين مراحل ، توجه به اينكه كجا بوده ايم و به كجا بايد برويم ، مي تواند راهگشا باشد .

 

 

* منبع : مبانی پیمایش و راهبری –  جوادی، ابوالفضل –  موسسه آموزش عالی علمی، کاربردی هلال ایران -  چاپ دوم - 1389